عظيم عظيم پور

205

امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)

كسى كه عشق به خداى يكتا ، تمام وجودش را فرا گرفته باشد ، ديگر جايى براى وابستگى به دنيا در وجود او نخواهد ماند . و آنكه در مقام معرفت به مرتبه‌اى رسيده است كه دنيا در نزد او به اندازهء پشيزى نمىارزد ، چگونه ممكن است در چنين دنيايى ، ستم روا بدارد يا نافرمانى خدا بكند . شگفتا ! امامى كه اگر هستى و تمام ثروت‌ها وا رزش‌هاى مادّى آن را به او ببخشند كه در حق مورچه‌اى ، كمترين ستم را روا بدارد ، هرگز چنين نكند . خدايا اگر على ( ع ) انسان است ، پس چگونه اين اسم بر كسانى اطلاق مىگردد كه براى رسيدن به كمترين منافع دنيا ، مرتكب جنايتهاى هولناكى مىشوند كه قلم از نگارش آن شرم دارد ! . . . « . . . وَ اللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ اْلأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاكِهَا عَلَى أَنْ أَعْصِىَ اللَّهَ فِى نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُ وَ إِنَّ دُنْيَاكُمْ عِنْدىِ لَأَهْوَنُ مِنْ وَرَقَةٍ فِى فَمِ جَرَادَةٍ تَقَضَمُهَا مَا لِعَلىّ وَ لِنَعيمٍ يَفْنَى وَ لَذَّةٍ لَا تَبْقَى . » « 1 » ؛ ترجمه اين قسمت در مبحث « بىاعتنايى امام ( ع ) نسبت به دنيا » گذشت . حضرت على ( ع ) در پرتو اتصال به درياى بيكران علوم و معارف الهى و پيوستن به عالم معنا و ملكوت ، سرچشمهء ايثار وعدالت بود و در بعضى از شرايط زندگى ، بنا به مصلحت و از خود گذشتگى ، امكان تحمّل ظلم دربارهء شخص خودش وجود داشت . امّا ستمگرى و بىعدالتى در جامعه و بين بندگان خدا و انسان‌هاى محروم و ضعيف را هرگز تحمّل نمىكرد و در بيانى شيوا ، پس از بيعت مردم با عثمان ، مىفرمايد : « لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنّىِ أَحَقُّ بِهَا مِنْ غَيْرىِ ، وَ وَاللَّهِ لَأُسَلِمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِينَ ، وَلَمْ يَكُنْ فِيهَا جَوْرٌ إِلَّا عَلَىَّ خَاصَّةً ، إِلِتمَاساً لأَجْرِ ذَلِكَ وَ فَضْلِهِ ، وَزُهْداً فِيهَا تَنَافَسْتُمُوهُ مِنْ زُخْرُفِهِ وَ زِبْرِجِهِ . » « 2 » ؛ شما خوب مىدانيد كه من از ديگران به خلافت سزاوارترم . به خدا سوگند تا زمانى گردن مىنهم و صبر مىكنم كه امور مسلمانان در ايمنى و سلامت باشد و جز شخص خودم بر كسى

--> ( 1 ) . همان ، خطبه 224 . ( 2 ) . نهج‌البلاغه ، خطبه 74 .